Wednesday, October 10, 2007

ستایش

سلام. خوبید؟ چی کارا میکنید؟ دیروز مدرسمون افطاری داد. خیلی حال داد. همش با بچه ها خندیدیم. همه هم گوشی اورده بودن. یهو اومدن گفتن دارن از بالا میگردن گوشی بچه ها رو میگیرن. همه هول شده بودن. هرکی گوشیشو یه جا قایم کرد.امروز علوم داشتیم. باید علوم میخوندیم. من که هیچی نخوندم رفتم تو مدرسه خوندم یادش هم گرفتم ولی به من نرسید.بعدش هم بابچه ها میخندیدیم بعد که اومد سرمون قرار بود مسئله حل کنیم من فرمول ننوشته بودم. داد زد سرم گفت من داشتم اینجا تو گوش خر یاسین میخوندم؟ من هم هیچی نگفتم یعنی چیزی نداشتم که بگم.ولی دیگه ازش خوشم نمیاد. خیلی دوستش داشتم فکر میکردم با بقیه معلم ها فرق داره. مسخره... وااای فردا هم امتحان ادبیات داریم از فصل 1. اخه بدبختی اونم نخوندم. حرفه هم امتحان میگیره. اشکال نداره. صبح باید بلند شم بخونم.
فعلا خداحافظ...

5 comments:

Unknown said...

سلام

خوبی ؟

[گل] عیدت مبارک [گل]
--------------------------------
راستی یکی از عکس هامو گذاشتم رو وبم...
حتما بیا ...

منتظرتم

فعلا با بای ... [گل][قلب]

Unknown said...

سلام دوستای عزیزم


ممنون که اومدین

باشه من از این به بعد نمی یام اینجا ...

بازم بهم سر بزنین ..

منتظرتونم ...

فعلا بغای بای عزیزان ...

toy said...

به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدي بعد زن رو ؟ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزي بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس ! به افتخار خانومها

toy said...

سلام
خوبین؟

Unknown said...

سلام

خوبی ؟

چه خبر مبرا ؟

یه خبر توپ :

" >>> من اپم <<< "

حتما بیا که منتظرتم

فعلا با بای ... [گل][گل][گل]